Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محوطه

تلفظ بین المللی : /mˌohavvˈateː/ تلفظ :‌ [m,ohavv'ate:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • محوطه بسیار وسیع و بی انتها
  • محوطه دامداری
  • محوطه قلعه
  • محوطه مزرعه
  • محوطه مکعب
  • محوطه کلیسا
  • محوطه کوچک
  • محوطه کوچک و محصور
  • محوطه یا حفره کوچک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

محوطه . [ م ُ ح َوْ وَ طَ ] (ع ص ) محوطة. رجوع به محوطة شود. || (اِ) ساحت . فضا. عرصه . گشادگی و فراخنا.

محوطة. [ م ُ ح َوْ وَ طَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث محوط. محوطه . دیواربرکشیده . دیوارکشیده . که در پیرامون دیوار دارد. دیواربست . هر جای محصور و محدود. هر جای که از دیوار و جز آن احاطه شده باشد و هر کشتزار محدودی . (از ناظم الاطباء). صاحب غیاث اللغات گوید اسم...

فرهنگ عمید

زمینی که دور آن دیوار کشیده باشند.

فرهنگ معین

(مُ حَ وِّ طِ ) [ ع . محوطة ] (اِ. ) زمینی که دور آن را دیوار کشیده باشند.

فرهنگ فارسی

محلی که در آن بقایای مادی فعالیت‌های گذشتۀ انسان یافت می‌شود

زمینی که دور آن دیوارکشیده شده
( اسم ) ۱ - جایی که گرداگرد آنرا دیواری احاطه کرده باشد . ۲ - ساخت .
فضا و گشادگی

دانشنامه عمومی

محوطه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:محوطه (تپه کوللر)محوطه (حیاط)محوطه (کوشکهای میمند)wiki: دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان هشترود، بخش مرکزی، روستای باشماق واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۸۹۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.فهرست آثار ملی ایرانسازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگریwiki: محوطه (تپه کوللر) محوطه (حیاط). با ...

مترادف و متضاد

گردونه

حیاط، صحن

زمین‌نامحصور

حیطه، فضا، میدان، ساحت

۱. حیطه، فضا، میدان، ساحت
۲. حیاط، صحن
۳. زمیننامحصور

close (اسم)خاتمه، محوطه، ایست، توقف، پایان، جای محصور، انتها، بن بستrun (اسم)حدود، محوطه، ترتیب، رانش، سلسله، ردیف، رد پا، تک، امتداد، سفر و گردشlot (اسم)سهم، محوطه، قسمت، کالا، تکه، قطعه، بخش، پارچه، توده انبوه، قواره، سرنوشت، قرعه، بهره، قطعه زمین، ...

فرهنگ فارسی ساره

گردونه

واژه نامه بختیاریکا

حَوتِه؛ چار حد ( چهار حد ) ؛ هَوره؛ دور و با؛ چار پَر؛ قِرآقِر ( چار قر )

فرهنگستان زبان و ادب

{site} [باستان شناسی] محلی که در آن بقایای مادی فعالیت های گذشتۀ انسان یافت می شود

کلمات مرتبط

  • محوطه بسیار وسیع و بی انتها
  • محوطه دامداری
  • محوطه قلعه
  • محوطه مزرعه
  • محوطه مکعب
  • محوطه کلیسا
  • محوطه کوچک
  • محوطه کوچک و محصور
  • محوطه یا حفره کوچک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات