Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محمی

تلفظ بین المللی : /mˈahmi/ تلفظ :‌ [m'ahmi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ور محمید
  • محمیان
  • محمیت
  • محمیه
  • بن طوف محمیدبی سیتون
  • محمید
  • امیرخیزی محمد اسماعیل
  • امیرمعزی محمد
  • البرادعی محمد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

محمی .[ م َ ی ی ] (ع اِ) شیر بیشه . (ناظم الاطباء). اسد. (از اقرب الموارد). شیر که اسد باشد. (از منتهی الارب ).

محمی . [ م ُ ما ](ع ص ) نعت مفعولی از احماء. تافته . (یادداشت مرحوم دهخدا). آهن تافته شده در آتش . آهن گرم شده در آتش .

محمی . [ م ُ ](ع ص ) نعت فاعلی مذکر از احماء. گرم کننده ٔ آهن در آتش . (آنندراج ) (ا...

فرهنگ عمید

حمایت شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گرم کنند. آهن در آتش .
شیر بیشه

کلمات مرتبط

  • ور محمید
  • محمیان
  • محمیت
  • محمیه
  • بن طوف محمیدبی سیتون
  • محمید
  • امیرخیزی محمد اسماعیل
  • امیرمعزی محمد
  • البرادعی محمد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات