Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محله

تلفظ بین المللی : /mahˈaleː/ تلفظ :‌ [mah'ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • محله الکبری
  • محله باغ
  • محله کثیف
  • محله کلیمی ها
  • محله چینی ها
  • محله شهر
  • محله عرب ها
  • محله دار
  • محله کلا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

محلة. [ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) نام مواضعی است به مصر. حدود صد قریه در مصربه نام محلة خوانده شوند و مؤلف تاج العروس اسامی این مواضع را ضبط کرده است . رجوع به تاج العروس شود.

محلة. [ م ُ ح ِل ْ ل َ ] (ع ص ) پشته ای که گنجایش یک در خانه داشته باشد: تَلْعَةٌمحلة. (منتهی الارب ). پشته ای که گنجایش یک و یا دو در خانه داشته باشد. (ناظم الاطباء) (از تاج العروس )...

فرهنگ عمید

قسمتی از شهر با چندین خیابان، کوچه، و مغازه، کوی، برزن.

فرهنگ معین

(مَ حَ لِّ ) [ ع . محلة ] (اِ. ) ۱ - جای فرود آمدن . ۲ - قسمتی از شهر، کوی ، برزن . ج . محلات .

فرهنگ فارسی

محلت: جای فرود آمدن، قسمتی ازشهر، کوی، برزن، محلات جمع
( اسم ) محلت : شهر قاهره را ده محله است و ایشان محله را حاره گویند . جمع : محلات .
پشته ای که گنجایش یک در خانه داشته باشد

دانشنامه عمومی

همسایگی یا محله به اجتماع ساکن و متمرکز در یک منطقه یا محله کوچک در داخل یک مکان بزرگتر مانند شهر، شهرک، حومه شهر یا منطقه روستایی گفته می شود. همسایگان اغلب گروه هایی اجتماعی هستند که دارای تعاملالت چهره به چهره و روزمره هستند. محققان بر روی یک تعریف دقیق از همسایگی توافق ندارند اما یک تعریف اولیه می تواند این باشد که: «... همسایگی از نظر فضایی، به عنوان یک حوزه جغرافیایی خاص در نظر گرفته می شود ...

مترادف و متضاد

برزن، ربع، کوی، محلت

district (اسم)حوزه، ناحیه، بلوک، بخش، محلهquarter (اسم)بخش، ربع، محله، اقامت گاه، یک چهارم، چارک، برزن، مدت سه ماه، زنهار، چهارک، یک چارکparish (اسم)قصبه، بخش، شهر، شهرستان، محله، اهل محله، بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیساsector (اسم)جزء، ناحیه، بخش، محله، قطاع، قطاع دایره، قسمتی از جبهه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَحِلَّهُ: محل فرود آمدن او
ریشه کلمه:
حلل (۵۱ بار)
ه (۳۵۷۶ بار)
wikialkb: مَحِلّه

فرهنگ فارسی ساره

کوی، برزن


کلمات مرتبط

  • محله الکبری
  • محله باغ
  • محله کثیف
  • محله کلیمی ها
  • محله چینی ها
  • محله شهر
  • محله عرب ها
  • محله دار
  • محله کلا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات