Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محل

تلفظ بین المللی : /mˈahal/ تلفظ :‌ [m'ahal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • مَحَل
  • محل بارگیری 1
  • محل بارگیری 2
  • محل بمباران
  • محل تجمع
  • محل تحویل
  • محل جمع آوری
  • محل دار
  • محل دین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

محل . [ م ُ ح ُ ] (ع اِ) جج ِ محالة. (منتهی الارب ). رجوع به محالة شود.

محل . [ م َ ح َل ل ] (ع مص ) فرود آمدن در جایی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). حل . حلول . حَلَل . (منتهی الارب ). || فرود آوردن کسی را در جایی . (آنندراج ).

محل . [ م َ ح ِ ] (ع ص ) آنکه برافتد چندانکه درمانده گردد. (منتهی الارب ). آنکه برانند او...

فرهنگ عمید

کسی که از احرام خارج شده.

۱. جا؛ مکان.
۲. [عامیانه] محله؛ کوی.
۳. [مجاز] موجودی حساب؛ اعتبار.
۴. [قدیمی، مجاز] ارزش؛ مقدار؛ منزلت: ◻︎ محل و قیمت خویش آن زمان بدانستم / که برگذشتی و ما را به هیچ نخریدی (سعدی۲: ۵۶۵).

۱. جا، مکان.۲. [عامیانه] محله، کوی.۳. [مجاز] موجودی حساب، اعتبار.۴. [قدیمی، مجاز] ارزش، مقدار، منزلت: محل و قیمت خویش آن زمان بدانستم / که برگذشتی و ما را به ...

فرهنگ معین

(مَ حَ لّ) [ ع . ] (اِ.) جا، مکان .

(مُ حِ لّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - از حرم بیرون آینده . 2 - مرد شکنندة حرمت حرام . 3 - مردی که هیچ بر عهدة خود ندارد. 4 - مردی که ماه حرام یا امر حرام را حرمت ننهد. 5 - گوسفند که چون گیاه بهار بخورد شیر فرود آرد.

(مَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) خشک سال رسیدن زمین را، قحط زده شدن . 2 - سعایت کردن نزد سلطان . 3 - (مص م .) رنج دادن کسی را به سعایت . 4 - (اِمص .)...

فرهنگ فارسی

جا، مکان، جای فرود آمدن، محال جمع
( اسم ) ۱ - از حرم بیرون آینده : هر گه که محل در حرم چیزی بصید اندازد آن صید در حرم نبود . ۲ - مرد شکنند. حرمت حرام . ۳ - مردی که هیچ برعهد. خود ندارد . ۴ - مردی که ماه حرام یا امر حرام را حرمت ننهد. ۵ - گوسفند که چون گیاه بهار بخورد شیر فرود آرد .
فرود آمدن در جایی

دانشنامه عمومی

محل (به انگلیسی: Location)، در جغرافیا، یک موقعیت یا نقطه در فضای فیزیکی است که چیزی آن را بر روی سطح زمین، منظومه شمسی، یا جهان هستیِ قابل دسترس بشر، اشغال می کند.یک محل مطلق، با زوج مشخصی از طول و عرض جغرافیایی، دستگاه مختصات دکارتی (مثل دستگاه مختصات کروی)، دستگاه بیضی پایه (مثل سامانه ژئودتیک جهانی)، یا روش های مشابه تعیین می شود.یک محل نسبی، محل یک مکان یا ناحیه در ارتباط با مکانی دیگر است، م...

مترادف و متضاد

تنا

مورد

حد، اندازه

اعتنا، توجه

اعتبار، موجودی

فرصت، مجال مهلت

موقع، وقت، هنگام

ارز، ارزش، قدر، منزلت

محلت، کوی، برزن، محله، سرگذر

جایگاه، جا، حله، ربع، ماوا، مسکن، مقام، مکان، موقعیت، موضع، نقطه

۱. جایگاه، جا، حله، ربع، ماوا، مسکن، مقام، مکان، موقعیت، موضع، نقطه ۲. محلت، کوی، برزن، محله، سرگذر ۳. اعتنا، توجه ۴. موقع، وقت، هنگام ۵. ارز، ا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُهْلِ: خلط و دُرد زیتون - مس مُذابمعنی مَهِّلِ: مهلت بدهمعنی مَجْمَعَ: محل جمع شدن - محل به هم رسیدن - محل برخوردمعنی مَقَامٍ: محل قیام - محل ایستادن - محل ثبوت و پابرجایی هر چیز( به همین جهت محل اقامت را نیز مقام گفتهاند . )معنی مَثَابَةً: محل رجوع - محل گردهمایی(از ماده ث - و - ب است ، که بمعنای برگشتن است )معنی مَخْرَجاً: محل خروجمعنی مَطْلِعَ: محل طلوعمعنی مَکَانَ: مکان - ج...

فرهنگ فارسی ساره

جایگه، جا، جایگاه


کلمات مرتبط

  • مَحَل
  • محل بارگیری 1
  • محل بارگیری 2
  • محل بمباران
  • محل تجمع
  • محل تحویل
  • محل جمع آوری
  • محل دار
  • محل دین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات