معانی کلمه : محفظه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه در آن چیزی را حفظ کنند، وسیله ای که برای نگه داری اشیا از همه طرف محدود شده.
فرهنگ معین
(مَ فَ ظِ ) [ ع . محفظة ] (اِ. ) ۱ - آنچه که در آن چیزی را نگهداری کنند. ۲ - کیف دستی .
فرهنگ فارسی
جعبهای که اجزای اصلی سختافزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود متـ . کازه
مترادف و متضاد
جلد، صندوقچه، صندوق، قاب، لفافه
فرهنگستان زبان و ادب
{case} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] جعبه ای که اجزای اصلی سخت افزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود
متـ . کازه
