محضر. [ م ُ ض ِ ] (ع ص ) احضارکننده . که احضار کند. || گرزبردار. عصابردار. || سرهنگ و آردل . || آنکه به نزد قاضی کسی را میطلبد. (ناظم الاطباء).
۱. جای حضور.
۲. [مجاز] درگاه.
۳. جای نوشتن اسناد و احکام؛ دفتر ثبت اسناد.
۴. دفترخانه.
۵. سجل.
۶. فتوانامه.
۷. [قدیمی] گواهینامه.
〈 محضر نوشتن: (مصدر لازم) [قدیمی] گواهی نوشتن.
آستانه، آستان، درگاه
پیشگاه، حضور، حضورگاه
دفترخانه، دفتر اسناد رسمی
۱. آستانه، آستان، درگاه
۲. پیشگاه، حضور، حضورگاه
۳. دفترخانه، دفتر اسناد رسمی
پی شگاه، دفترخانه