معانی کلمه : محصون
لغت نامه دهخدا
محصون. [ م َ ]( ع ص ) محفوظ و استوار. ( ناظم الاطباء ). استوارشده به حصار و جز آن. ( آنندراج ). محفوظ و نگاهداشته شده.
- محصون کردن ؛ محفوظ کردن. مصون نگاه داشتن. حفظ کردن :
نیل را بر قبطیان حق خون کند
سبطیان را از بلا محصون کند.
- محصون کردن ؛ محفوظ کردن. مصون نگاه داشتن. حفظ کردن :
نیل را بر قبطیان حق خون کند
سبطیان را از بلا محصون کند.
فرهنگ عمید
محفوظ و استوار، درامان.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) استوار شده (در حصار و جز آن ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) استوار شده ( در حصارو جز آن ).
فرهنگ اسم ها
اسم: محصون (پسر) (عربی) (تلفظ: mahsun) (فارسی: محصون) (انگلیسی: mahsun)
معنی: محفوظ و استوار، درامان، ( در قدیم ) محفوظ، مصون
معنی: محفوظ و استوار، درامان، ( در قدیم ) محفوظ، مصون
