معانی کلمه : محرومیت
لغت نامه دهخدا
محرومیت. [ م َ می ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) محروم بودن. محرومی. بی بهرگی. حرمان. || ناامیدی. نامرادی. || امتناع. ممانعت. || احتیاج. || زیان. || نقصان. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
محرومی، محروم بودن، نامرادی.
فرهنگ معین
(مَ یَّ ) [ ع . ] (مص جع . ) محروم بودن ، محرومی .
فرهنگ فارسی
محروم بودن محرومی .
مترادف و متضاد
بیبهرگی، بینصیبی، حرمان
فرهنگ فارسی ساره
بی بهرگ
