معانی کلمه : محروق
لغت نامه دهخدا
محروق .[ م َ ] (اِخ ) محمدبن محمدبن زیدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (ع )، معروف به محروق که مقبره اش در بیرون شهر نیشابور (حد جنوب شرقی شهر) واقع است . بنای یادبود آرامگاه عمر خیام در مجاورت این امام زاده است .
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) سوخته شده ، افروخته شده .
فرهنگ فارسی
امام زاده محمد محروق که آرامگاهش در نیشابور است .
آتش گرفته، سوخته شده
( اسم ) سوخته شده آتش گرفته .
نام کوهی در راه مکه
آتش گرفته، سوخته شده
( اسم ) سوخته شده آتش گرفته .
نام کوهی در راه مکه
