Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ محدق

تلفظ بین المللی : /mˈahdaq1/ تلفظ :‌ [m'ahdaq1]
لغت نامه دهخدا
  • ذو مصدق
  • رأی گیری محدود
  • رستوران با منوی محدود
  • رشد محدود
  • زاج محرق
  • زاویه ٔ محدوده
  • انزیم محدودکننده
  • شناور جولان محدود
  • شرکت با مسئولیت محدود
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

محدق . [ م ُ ح َدْ دِ ] (ع ص ) تیزنگرنده . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).

محدق . [ م ُ دِ ] (ع ص ) گرد چیزی درآینده و احاطه کننده . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ).

محدق. [ م ُ دِ ] ( ع ص ) گرد چیزی درآینده و احاطه کننده. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ).محدق. [ م ُ ح َدْ دِ ] ( ع ص ) تیزنگرنده. ( از منتهی الارب ) ...

کلمات مرتبط

  • ذو مصدق
  • رأی گیری محدود
  • رستوران با منوی محدود
  • رشد محدود
  • زاج محرق
  • زاویه ٔ محدوده
  • انزیم محدودکننده
  • شناور جولان محدود
  • شرکت با مسئولیت محدود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات