معانی کلمه : محجور علیه
فرهنگ فارسی
کسی که از تصرف در اموال خود ممنوع باشد کسی که اهلیت قانونی برای اجرای حقوق نداشته و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع باشد ( صغار و اشخاص غیر رشید و دیوانگان محجورند ): این کس که اقرار داده است یا محجور علیه است از بهر کم عقلی وی اقرار بباطل کند .
