Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محتاجی

تلفظ بین المللی : /mohtˈɑdʒi/ تلفظ :‌ [moht'AdZi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • محتاج
  • محتاج الیه
  • محتاج شدن
  • محتاج کردن
  • محتاج به اقدام یا کمک فوری
  • محتاج بودن
  • محتاجالیه
  • متاجی
  • انانکه غنی ترند محتاج ترند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

محتاجی. [ م ُ ] ( حامص ) احتیاج و فقر و فاقه وتنگدستی و مسکنت. ( ناظم الاطباء ). املاق :
به محتاجی طفل تشنه به شیر
به نومیدی دردمندان پیر.
سعدی.

فرهنگ فارسی

احتیاج و فقر

کلمات مرتبط

  • محتاج
  • محتاج الیه
  • محتاج شدن
  • محتاج کردن
  • محتاج به اقدام یا کمک فوری
  • محتاج بودن
  • محتاجالیه
  • متاجی
  • انانکه غنی ترند محتاج ترند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات