محافظه کاری. [ م ُ ف َ ظَ / ف ِ ظِ ] ( حامص مرکب ) عمل محافظه کار. رجوع به محافظه کار شود.
دانشنامه آزاد فارسی
رویکردی در قبال امر حکومت و هوادار حفظ نهادهای موجود. برخی از حزب های سیاسی غرب، از قبیل حزب محافظه کار انگلستان، حزب جمهوری خواه ایالات متحد امریکا، حزب دموکرات مسیحی آلمان، و حزب های لیبرال استرالیا، معرّف آن اند. محافظه کاری صریحاً مکتبی عمل گراست که هیچ گونه اصول و آموزه ای را مقدّس نمی داند، اما عموماً بر سرمایه داری آزاد، حداقل مداخلۀ دولت در اقتصاد پای بندی استوار به قانون و نظم، و اهمیت سن...
فرهنگ فارسی
طرفداری سنن و آداب گذشته .
گرایش عمدتاً سیاسی خواهان تثبیت وضعیت موجود اجتماعی براساس حفظ ارزشها و سنتها که عموماً با مقاومت و بدبینی در برابر هرگونه نوجویی در فرایندهای اجتماعی همراه است
دانشنامه عمومی
محافظه کاری یک واژهٔ کلی برای جهان بینی های سیاسی، اجتماعی و مذهبی است که هدف اصلی آن نگهداری جامعه و ارزش های موجود است.بشیریه، حسین(۱۳۷۸)؛ تاریخ اندیشه های سیاسی قرن بیستم:لیبرالیسم و محافظه کاری؛ تهران: نشر نیگیدنز، انتونی؛ فراسوی چپ و راست، محسن ثلاثی، نشر علمی، ۱۳۸۲،هیرشمن، البرت؛ خطابه ارتجاع، محمد مالجو، تهران، نشر و پژوهش شیرازه، ۱۳۸۲برابر مفهوم محافظه کاری در زبان های اروپایی از واژهٔ لات...
مترادف و متضاد
سنتگرایی
دوراندیشی، حزم
احتیاط، احتیاطکاری
conservatism(اسم)
محافظه کاری، سیاست محافظه کاری
toryism(اسم)
محافظه کاری، اصول و عقاید حزب محافظه کار
فرهنگستان زبان و ادب
{conservatism} [جامعه شناسی] گرایش عمدتاً سیاسی خواهان تثبیت وضعیت موجود اجتماعی براساس حفظ ارزش ها و سنت ها که عموماً با مقاومت و بدبینی در برابر هرگونه نوجویی در فرایندهای اجتماعی همراه است