Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محاضر

تلفظ بین المللی : /mahˈɑzer/ تلفظ :‌ [mah'AzeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • محاضرات
  • محاضره
  • محاضرات فی اصول الفقه
  • محاضرت
  • خوش محاضره
  • تمثیل و محاضره
  • محاضرات الادباء
  • التمثیل و المحاضره
  • المحاضرات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

محاضر. [ م ُ ض ِ ] (ع ص ) آماده و حاضر. || آنکه در حضور شخص ایستاده است . (ناظم الاطباء).

محاضر. [ م َ ض ِ ] (ع اِ) ج ِ محضر. لغتی است مولد (از المعجم الوسیط).- محاضر شرع ؛ محاکم شرع . رجوع به محضر شود.|| ج ِ محضر، به معنی دفترخانه ها. رجوع به دفترخانه شود. || ج ِ محضر، رسیدگان به سوی آب . (ناظم الاطباء). || ج ِ حاضر. (آنندراج )....

فرهنگ عمید

محضر#NAME?

= محضر

فرهنگ معین

(مَ ض ) [ ع . ] (اِ. ) جِ محضر.

فرهنگ فارسی

جمع محضر
( اسم ) جمع محضر محاضر رسمی . یا محاضر شرع . محاکم شرع .
ابن المورع الهمدانی

مترادف و متضاد

محضرها، دفاتراسنادرسمی ≠ محاکم، محکمه‌ها

۱. محضرها، دفاتراسنادرسمی ≠ محاکم، محکمهها
۲. گواهیها، استشهادات


کلمات مرتبط

  • محاضرات
  • محاضره
  • محاضرات فی اصول الفقه
  • محاضرت
  • خوش محاضره
  • تمثیل و محاضره
  • محاضرات الادباء
  • التمثیل و المحاضره
  • المحاضرات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات