معانی کلمه : محارم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مَحرم#NAME?
= مَحرم
فرهنگ معین
(مَ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ محرم .
دانشنامه آزاد فارسی
مجنون نامه
رجوع شود به:غیرت کرمانشاهی،عبدالکریم (همدان ۱۲۵۷ـ۱۳۳۵ش)
رجوع شود به:غیرت کرمانشاهی،عبدالکریم (همدان ۱۲۵۷ـ۱۳۳۵ش)
wikijoo: محارم
فرهنگ فارسی
جمع محرم
۱ - حرامها . ۲ - کسانی که نکاحشان حرام باشد خویشان نزدیکان .
۱ - حرامها . ۲ - کسانی که نکاحشان حرام باشد خویشان نزدیکان .
مترادف و متضاد
آشنایان، دمسازان، رازداران ≠ بیگانگان
۱. آشنایان، دمسازان، رازداران ≠ بیگانگان
۲. محرمها، منسوبین ≠ نامحرمان
