معانی کلمه : محاذات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
برابر، مقابل.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . محاذاة ] (مص ل . ) مقابل چیزی قرار گرفتن ، برابر هم قرار داشتن .
فرهنگ فارسی
مقابل چیزی قرارگرفتن، برابرهم قرارداشتن
( مصدر ) برابر چیزی قرار گرفتن مقابل بودن .
( مصدر ) برابر چیزی قرار گرفتن مقابل بودن .
مترادف و متضاد
محاذی، مقابل، موازات، همپا
