معانی کلمه : مجید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بزرگوار؛ گرامی؛ شریف؛ بلندپایه.
۲. (اسم، صفت) از نامهای خداوند.
۱. کسی که کار نیکو بکند یا چیزی نیکو بیاورد؛ نیکوآورنده.
۲. شاعری که شعر نیکو بگوید.
۱. کسی که کار نیکو بکند یا چیزی نیکو بیاورد، نیکو آورنده.
۲. شاعری که شعر نیکو بگوید.
۱. بزرگوار، گرامی، شریف، بلندپایه.
۲. (اسم، صفت ) از نام های خداوند.
۲. شاعری که شعر نیکو بگوید.
۱. بزرگوار، گرامی، شریف، بلندپایه.
۲. (اسم، صفت ) از نام های خداوند.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (ص . ) بزرگوار، گرامی .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کسی که داوطلبانه می جنگد،سرباز شجاع
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: majid) (عربی) دارای قدر و مرتبهی عالی ، گرامی ؛ از نامها و صفات خداوند.
اسم: مجید (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: majid) (فارسی: مَجيد) (انگلیسی: majid)
معنی: بزرگوار، بلند مرتبه، از صفات قرآن مجید و نام های خداوند، دارای قدر و مرتبه ی عالی، گرامی، از نام ها و صفات خداوند، دارای قدر و مرتب عالی، از نامهای خداوند
معنی: بزرگوار، بلند مرتبه، از صفات قرآن مجید و نام های خداوند، دارای قدر و مرتبه ی عالی، گرامی، از نام ها و صفات خداوند، دارای قدر و مرتب عالی، از نامهای خداوند
مترادف و متضاد
بزرگوار، بلندمرتبه، شریف، فخیم، گرامی، عالی، عالیقدر
