Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجفف

تلفظ بین المللی : /mˈadʒfaf/ تلفظ :‌ [m'adZfaf]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مجففه
  • مجففات
  • مخفف
  • مخففه
  • مجدفه
  • مجرفه
  • مجوف
  • مجوفه
  • مجیف
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مجفف . [ م ُ ج َف ْ ف َ ] (ع ص ) خشک کرده شده و قدید. (ناظم الاطباء).

مجفف .[ م ُ ج َف ْ ف ِ ] (ع ص ) خشک کننده . (آنندراج ) (غیاث ).خشکاننده و هر چیز که بخشکاند. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح پزشکی ) دوایی که رطوبات را از بین می برد. (از کتاب دوم قانون ص 150). دارویی که بر اثر محلل بودنش رطوبات زیان آور بدن را زایل سازد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). آنچه افنا...

فرهنگ معین

(مُ جَ فَّ) [ ع . ] (اِمف .) خشک کرده شده .

(مُ جَ فِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - خشک کننده . 2 - دوایی که موجب از بین رفتن رطوبات یا تقلیل آن شود.

(مُ جَ فَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) خشک کرده شده .
(مُ جَ فِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - خشک کننده . ۲ - دوایی که موجب از بین رفتن رطوبات یا تقلیل آن شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - خشک کننده . ۲ - دوایی که موجب از بین رفتن رطوبات یا تقلیل آن شود مانند سندروس .
خشک کننده

کلمات مرتبط

  • مجففه
  • مجففات
  • مخفف
  • مخففه
  • مجدفه
  • مجرفه
  • مجوف
  • مجوفه
  • مجیف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات