Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجروح رخسار

تلفظ بین المللی : /mˈadʒruːh rˈoxsɑr/ تلفظ :‌ [m'adZRu:h R'oxsAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مجروح
  • مجروح جنگی
  • مجروح دل
  • مجروح شدن
  • مجروح کردن
  • مجروح گردانیدن
  • مجروح گردیدن
  • کشته و مجروح
  • با نعل یا لگد اسب مجروح شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مجروح رخسار. [ م َ رُ ] ( ص مرکب ) چهره خراشیده :
خاقانی و درد نهان خون دل از دیده چکان
و ز ناخن غم هر زمان مجروح رخسار آمده.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

چهره خراشیده

کلمات مرتبط

  • مجروح
  • مجروح جنگی
  • مجروح دل
  • مجروح شدن
  • مجروح کردن
  • مجروح گردانیدن
  • مجروح گردیدن
  • کشته و مجروح
  • با نعل یا لگد اسب مجروح شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات