معانی کلمه : مجدی
لغت نامه دهخدا
مجدی . [ م ُ ] (ع ص ) جراحت روان . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). زخم روان و جاری . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دهنده و بخشنده و عطا کننده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
جراحت روان

مجدی . [ م ُ ] (ع ص ) جراحت روان . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). زخم روان و جاری . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دهنده و بخشنده و عطا کننده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).