Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مجدوله

تلفظ بین المللی : /madʒdˈuːleː/ تلفظ :‌ [madZd'u:le:]
لغت نامه دهخدا
  • مجدول
  • مجعوله
  • مدوله ساز
  • مدوله ساز فراصوتی نور
  • مدوله ساز نور ـ صوتی
  • مدوله سازی
  • مدوله سازی بسامد تَپ
  • مدوله سازی تربیعی دامنه
  • مدوله سازی تَپ
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( مجدولة ) مجدولة. [ م َ ل َ ] ( ع ص ) زن نیک خلقت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زنی که استخوانهای دست و پای وی باریک باشد. ( ناظم الاطباء ). مؤنث مجدول. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجدول شود.- جاریة مجدولةالخلق ؛ دخترکی که استخوانهای دست و پای وی باریک باشد. ( ناظم الاطباء ).|| زره محکم تافته.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ساق مجدولة؛ نیک خلقت بر پیچان نه از لاغری....

کلمات مرتبط

  • مجدول
  • مجعوله
  • مدوله ساز
  • مدوله ساز فراصوتی نور
  • مدوله ساز نور ـ صوتی
  • مدوله سازی
  • مدوله سازی بسامد تَپ
  • مدوله سازی تربیعی دامنه
  • مدوله سازی تَپ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات