معانی کلمه : مجتاز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که از جایی بگذرد، گذرنده، راهگذر.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِمف . ) گذرنده ، رهسپار، راهگذار، عابر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گذرنده رهسپار راهگذار عابر : و من که فضلی ندارم و در درج. ایشان نیستم چون مجتازان بوده ام تا اینجا رسیدم .
