معانی کلمه : مجاهز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کسی که اسباب کاری را فراهم کند.
۲. حریف قمار، حریف در بازی نرد، شطرنج، و جز آن.
۲. حریف قمار، حریف در بازی نرد، شطرنج، و جز آن.
فرهنگ معین
(مُ هِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - حریف در قمار، حریف در بازی نرد و شطرنج . ۲ - فراهم کنندة وسایل و اسباب کاری . ۳ - مستوفی .
