Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجاهد

تلفظ بین المللی : /modʒˈɑhed/ تلفظ :‌ [modZ'Ahed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • مجاهد الرسولی
  • مجاهد شاه
  • مجاهد احمد
  • مجاهد بن جبر مکی
  • مجاهد محمد
  • مجاهد المنیع
  • مجاهد خذیراوی
  • مجاهد عبدالله
  • مجاهد کامران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

مجاهد. [م ُ هَِ ] (اِخ ) شیرکوه ، از ایوبیان حمص است (متوفی به سال 581 هَ . ق .). (از طبقات سلاطین اسلام ص 69).

مجاهد. [ م ُ هَِ ] (اِخ ) ابن یوسف اولین از امرای دانیه (408-436 هَ . ق .). (از طبقات سلاطین اسلام ص 23)....

فرهنگ عمید

۱. کسی که با دشمن جنگ کند.
۲. [قدیمی] کوشش کننده.

فرهنگ معین

(مُ هِ ) [ ع . ] (اِفا. ) جهادکننده در راه خدا.

فرهنگ فارسی

کوشش کننده، کسی که بادشمن جنگ کند
(اسم ) ۱ - کوشش کننده. ۲ - کارزار کننده با کافران در راه خدا : ولیکن مجاهد چون این حال بود که ما وصف کردیم قصد دفع کند از خویشتن . ۳ - آنکه در راه وطن و آزادی بجنگد ( مخصوصا بکسی که در راه مشروطیت می جنگید اطلاق میشد ) : ز سنگر گذر کرد تیر مجاهد چو تیر تهمتن ز درع کشانی . ( بهار ) جمع : مجاهدین .
شیر کوه

دانشنامه عمومی

مُجاهد(از عربی به معنای جهادکننده) مجاهد کسی است که برای دفاع از اسلام و مقابله با دشمنان اسلام جنگ (جهاد) می کند.جهادمجاهدین مشروطهسازمان مجاهدین انقلاب اسلامیمجاهد یعنی جنگنده در مقابل شر و دفاع از خیر دفاع از انسانیت ،وطن ،ایمان ،اسلام ،آزادی ،و امنیت عمومی میباشد البته سیاست امپریالیستی آنرا در مقابل خود دیده و آنرا مشکل بزرگ در مقابل مستعمره های اسلامی خود دیده و تبلیغات گسترده را علیه آن به ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: mojāhed) (عربی) ویژگی آن که به خاطر وصول به هدف‌های غیر شخصی مانند اشاعه‌ی دین و آزادی به جنگ و مبارزه می‌پردازد ؛ (در قدیم) کوشش و جد و جهد کننده .

اسم: مجاهد (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mojāhed) (فارسی: مجاهد) (انگلیسی: mojahed) معنی: کوشش کننده، جهاد کننده در راه خدا، ویژگی آن که به خاطر وصول به هدف های غیر شخصی مانند اشاعه ی دین و آزادی به جنگ و مبارزه می پردازد، ( در قدی...

مترادف و متضاد

رزمنده، مبارز

تلاشگر، سخت‌کوش، کوشا

اسم ≠ سهل‌انگار، متهاون

۱. رزمنده، مبارز
۲. تلاشگر، سختکوش، کوشا ≠ سهلانگار، متهاون

devotee (اسم)پارسا، طرفدار، هواخواه، سالک، زاهد، مجاهد، فداکار، فدایی، جانسپار، مریدwarrior (اسم)مبارز، جنگجو، سلحشور، دلاور، مجاهد، محارب، جنگ کننده، رزمجو، جنگاور، مرد جنگیchampion (اسم)مبارز، پهلوان، سلحشور، قهرمان، مجاهدhero (اسم)مبارز، دلاور، قه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مجاهد (ابهام زدایی). واژه مجاهد ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل بوده و یا عنوان برای کتاب های ذیل باشد: • تفسیر مجاهد، اثر ابوالحجاج مجاهد (۲۱ - ۱۰۴ یا ۱۰۵ ق) فرزند جبر و یا جبیر مکی مخزونی از مفسران تابعین و علمای علوم قرآنی شیعه• مصحف مجاهد قاری، مصحف تهیه شده توسط مجاهد بن جبر تابعی • ابوالحجاج مجاهد، فرزند جبر و یا جبیر مکی مخزونی از مفسران تا...

کلمات مرتبط

  • مجاهد الرسولی
  • مجاهد شاه
  • مجاهد احمد
  • مجاهد بن جبر مکی
  • مجاهد محمد
  • مجاهد المنیع
  • مجاهد خذیراوی
  • مجاهد عبدالله
  • مجاهد کامران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات