Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجامعت

تلفظ بین المللی : /madʒˈɑmeʔˌat/ تلفظ :‌ [madZ'Ame?,at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مجامعت کردن
  • سنگ مجاعت
  • مجاعت
  • مجامع
  • مجامعه
  • مجاملت
  • مجامعات
  • مجاملت کردن
  • عدم مجامع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مجامعت . [ م ُ م َ ع َ / م ُ م ِ ع َ ](ع اِمص ) مأخوذ از تازی ، بغل خوابی با زن که چالش ونیوتش و گان و گایان و گایه و سکند نیز گویند. (ناظم الاطباء). جماع . وقاع . مواقعه . نیک . مباشرت . مباضعت . مضاجعت . مقاربت . بُضع. بضاع . مماسّه . ملامسه . نزدیکی . آرامش . همخوابگی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

مجامعت. [ م ...

فرهنگ عمید

۱. جمع شدن باهم.
۲. جماع کردن، هم بستر شدن با زن.

فرهنگ معین

(مُ مَ عَ ) [ ع . مجامعة ] (مص م . ) هم بستر شدن ، جماع کردن .

فرهنگ فارسی

جمع شدن باهم، جماع کردن
۱ - ( مصدر ) جماع کردن مباشرت کردن : علی بن ابی طالب و عبدالله بن عباس و... گفتند : بمعنی مجامعت است . ۲ - ( اسم ) جماع آرمش : روا نباشد مرد را مجامعت زن ...

مترادف و متضاد

جماع، زنا، مباشرت، نزدیکی، وطی، هم‌آغوشی، هم‌بستری


کلمات مرتبط

  • مجامعت کردن
  • سنگ مجاعت
  • مجاعت
  • مجامع
  • مجامعه
  • مجاملت
  • مجامعات
  • مجاملت کردن
  • عدم مجامع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات