مجاری . [ م ُ ] (ع ص ) با هم رونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مجاری. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مَجری ̍. محل جریان آبها. مجراها. ( ناظم الاطباء ) : اگر بهایی باشد به ثمن هر جوهر ثمین که ممکن بود حصیاتی که در مجاری انهار بیانش یابندارزان و رایگان نماید. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 4 ).- مجاری آب ؛ نهر و قنات و کاریز و ناودان و جز آن. ( ناظم ال...
فرهنگ عمید
مَجرا#NAME?
= مَجرا
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مجری ، محل جریان ها.
فرهنگ فارسی
جمع مجری( اسم ) جمع مجری ۱ - راههای جریان آب . ۲ - راهها طرق وسایل : اگر زانست که بوییدن ما بهوا گرفتن است بمجاری بویایی . یا مجاری شیری . مجرا هایی هستند که تعداد آنها در انسان بین ۱۵ تا ۱۸ عدد در هر پستان است و آنها شیر را از غدد مترشح. شیر که بمناسبت شکلشان آسینی خوانده میشوند بنوک پستان می آورند و بوسیل. منفذی که در نوک پستان وجود دارد بخارج باز میشوند.با هم رونده...
دانشنامه عمومی
مجاری ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد: منسوب به کشور مجارستان مردم مجار یا مجاری ها زبان مجاری