معانی کلمه : مثوبت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پاداش، جزا، جزای عمل خیر.
فرهنگ معین
(مَ بَ ) [ ع . مثوبة ] (اِ. ) پاداش ، جزا.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پاداش نیک جزای کار خوب : رب العالمین گوید : گواهی شان قبول کردم و حکم کردم بیگانگان را سیاست و عقوبت و دوستان را مثوبت و رحمت . جمع : مثوبات .
