مثقالی. [ م ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به مثقال. رجوع به مثقال شود. || ( اِ ) قسمی انگور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). نوعی از انگور که هر دانه اش کم و بیش یک مثقال باشد : بگو بسحاق وصف خوشه انگور مثقالی که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را.بسحاق اطعمه. || پارچه ای از پنبه که متقال نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). || قسمی پارچه بسیار خفیف و نفیس نازک. ( از فرهنگ لغات دیوان البسه ) : رخت ابیاری و مثقالی و ت...