معانی کلمه : مثردیطوس
لغت نامه دهخدا
مثردیطوس. [ م َ رَ ] ( معرب ، اِ ) به زبان یونانی دوایی است معجون و این مخفف مثرودیطوس است. ( غیاث ) ( آنندراج ). معجون ضد سمی که تهیه شدن آن را اول دفعه منسوب به مهرداد ( میترادات ) پادشاه پنتوس از خاندان پارت میدانند. مثرودیطوس. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مثرود یطوس شود.
فرهنگ عمید
دارو یا معجونی که در طب قدیم به کار می رفته.
فرهنگ معین
(مَ رَ ) [ معر. ] (اِ. ) معجون ضد سمی که تهیه شدن آن را اول دفعه منسوب به مهرداد (میترادات ) پادشاه پنتوس از خاندان پارت می دانند، مثرودیطوس .
