Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مثبج

تلفظ بین المللی : /mˈasbadʒ/ تلفظ :‌ [m'asbadZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مثبجه
  • رشتۀ مثبت
  • زاویه پیرو مثبت
  • سلامت مثبت
  • سیاه نقطۀ مثبت
  • طرف مثبت
  • عدسی مثبت
  • عملگر مثبت
  • فشار روانی مثبت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مثبج . [ م ُ ث َب ْ ب َ ](ع ص ) سخن و یا مکتوب درهم پیچیده و مشوش . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تثبیج شود. || تعمیه شده و بیان ناکرده . (ناظم الاطباء).

مثبج . [ م ُ ث َب ْ ب ِ ] (ع ص ) آن که تعمیه کند در سخن و خط و بیان نکند آن را.(آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که در سخن و یا مکتوب تعمیه می کند و آن را درهم و مغشوش می ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آنکه کلامش مطابق اسلوب نباشد . ۲ - آنکه در گفتار و تحریر تعمیه بکار برد جمع : مثبجین .
سخن پیچیده و مشوش

کلمات مرتبط

  • مثبجه
  • رشتۀ مثبت
  • زاویه پیرو مثبت
  • سلامت مثبت
  • سیاه نقطۀ مثبت
  • طرف مثبت
  • عدسی مثبت
  • عملگر مثبت
  • فشار روانی مثبت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات