معانی کلمه : مثابه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اندازه.
۲. درجه، منزلت، پایه، جایگاه.
۳. جای گرد آمدن، محل اجتماع مردم.
۲. درجه، منزلت، پایه، جایگاه.
۳. جای گرد آمدن، محل اجتماع مردم.
فرهنگ معین
(مَ بِ یا بَ ) [ ع . مثابة ] (اِ. ) ۱ - جایگاه ، منزلت . ۲ - رتبه ، درجه .
فرهنگ فارسی
اندازه، درجه، منزلت، پایه، جایگاه
( اسم ) ۱ - محل اجتماع مردم . ۲ - حد اندازه درجه منزلت : شد انطفای حرارت بدان مثابه که موم رود در آتش و نقصان نیابد از تف و تاب . ۳ - مانند . یا به مثاب. . بمانند همانند : و تو این کتاب را بمثاب. قر آن کرده ای .
( اسم ) ۱ - محل اجتماع مردم . ۲ - حد اندازه درجه منزلت : شد انطفای حرارت بدان مثابه که موم رود در آتش و نقصان نیابد از تف و تاب . ۳ - مانند . یا به مثاب. . بمانند همانند : و تو این کتاب را بمثاب. قر آن کرده ای .
دانشنامه عمومی
حدومرتبه - انداه - مقدار - درجه - منزله
مترادف و متضاد
مقام
جایگاه، مکان
اندازه، حد، منزلت
شکل، قسم، گونه، نوع
مانند، مثابت، همانند
۱. مانند، مثابت، همانند
۲. اندازه، حد، منزلت
۳. مقام
۴. جایگاه، مکان
۵. شکل، قسم، گونه، نوع
