معانی کلمه : متین
لغت نامه دهخدا
متین . [ م ِ ] (اِ) بیل . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به میتین شود.
متین . [ م َ ] (اِخ ) یکی از اسماء رسول صلی اﷲ علیه و علی آله و سلم . (غیاث ) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. دارای متانت.
۲. محکم، ثابت، استوار، پابرجا.
۲. محکم، ثابت، استوار، پابرجا.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (ص . ) محکم ، استوار، سخت .
فرهنگ فارسی
محکم، ثابت، استوار، پابرجا
( صفت ) ۱ - محکم استوار پا برجا : گر مرا فرموده بودی خسرو بنده نواز بهتر از دیوان شعرت پاسخی کردم متین . ( منوچهری ) ۲ - با وقار .
از اسمائ پیامبر
( صفت ) ۱ - محکم استوار پا برجا : گر مرا فرموده بودی خسرو بنده نواز بهتر از دیوان شعرت پاسخی کردم متین . ( منوچهری ) ۲ - با وقار .
از اسمائ پیامبر
دانشنامه عمومی
با متانت، استوار و محکم.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: matin) (عربی) دارای پختگی ، خردمندی و وقار ، دارای متانت ؛ استوار ، محکم ، از نامها و صفات خداوند.
اسم: متین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: matin) (فارسی: متين) (انگلیسی: matin)
معنی: دارای متانت، با وقار، محکم، استوار، از نام ها و صفات خداوند، دارای پختگی، خردمندی و وقار، از نامهای خداوند
معنی: دارای متانت، با وقار، محکم، استوار، از نام ها و صفات خداوند، دارای پختگی، خردمندی و وقار، از نامهای خداوند
مترادف و متضاد
فرهیخته، خلیق
استوار، محکم، پابرجا، رزین
باوقار، جاافتاده، سنگین، موقر ≠ جلف، سبک
۱. باوقار، جاافتاده، سنگین، موقر
۲. استوار، محکم، پابرجا، رزین
۳. فرهیخته، خلیق ≠ جلف، سبک
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
هشیوار
