معانی کلمه : متیس
لغت نامه دهخدا
متیس. [ م ُ ت َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) رام ومنقاد گرداننده اسب را. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
متئس. [ م ُت ْ ت َ ءِ ] ( ع ص ) ناامید و مأیوس. ( ناظم الاطباء ). افسرده و ناامید. ( از فرهنگ جانسون ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اساطیر یونان اولین زن زئوس میباشد. وی رب النوع عقل و خرد بود و وقتیکه حامله شد زئوس از ترس اینکه مبادا فرزندش بعلت دارا بودن عقل فراوان جای پدر را بگیرد زن حامله خود را بلعید و خویشتن صاحب جوهر عقل گردید که در متیس بود .
رام و منقاد گرداننده اسب
رام و منقاد گرداننده اسب
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: متیس (دختر) (یونانی) (تلفظ: metis) (فارسی: متیس) (انگلیسی: metis)
معنی: دانش و خرد
معنی: دانش و خرد
