معانی کلمه : متکا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چیزی که بر آن تکیه میدهند؛ تکیهگاه.
بالشی استوانهای برای گذاشتن زیر سر یا تکیه دادن.
بالشی استوانه ای برای گذاشتن زیر سر یا تکیه دادن.
چیزی که بر آن تکیه می دهند، تکیه گاه.
چیزی که بر آن تکیه می دهند، تکیه گاه.
فرهنگ معین
(مُ تَ کّ ) [ ع . ] (اِ. ) بالش ، تکیه گاه .
فرهنگ فارسی
تکیه گاه، چیزی که بر آن تکیه بدهند، درفارسی متکاتلفظمیکنندبه معنی بالش
( اسم ) ۱ - آنچه بر آن تکیه کنند : آستانت گنبد سیما بگون را متکاسف بند. سیماب دل سیماب شد زین متکا . ( خاقانی ) ۲ - بالش : آنچنانک یوسف صدیق را خواب بنمودی و گشتش متکا . ( مثنوی ) توضیح متکا که معمولا بتخفیف تائ و تشدید کاف تلفظ کنند در اصل بتشدید و تخفیف کاف است .
( اسم ) ۱ - آنچه بر آن تکیه کنند : آستانت گنبد سیما بگون را متکاسف بند. سیماب دل سیماب شد زین متکا . ( خاقانی ) ۲ - بالش : آنچنانک یوسف صدیق را خواب بنمودی و گشتش متکا . ( مثنوی ) توضیح متکا که معمولا بتخفیف تائ و تشدید کاف تلفظ کنند در اصل بتشدید و تخفیف کاف است .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱بالش – بالشت – زیرسری ۲گیاهی شبیه قارچ ۳از طوایف بومی ...
/matkaa/ بالش – بالشت – زیرسری - گیاهی شبیه قارچ ۳از طوایف بومی و قدیمی کلاردشت
مترادف و متضاد
پشت
پشتی، نمرق، نمرقه
بالش، بالشت، تکیهگاه، مخده
۱. بالش، بالشت، تکیهگاه، مخده
۲. پشتی، نمرق، نمرقه
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پشت
