معنی کلمه : متوسل شدن
مترادف و متضاد
ملتجی شدن
واسطه قراردادن
متشبث شدن، دستبهدامن شدن
۱. ملتجی شدن
۲. متشبث شدن، دستبهدامن شدن
۳. واسطه قرار دادن
resort (فعل)
متوسل شدن، دوباره دسته بندی کردن، متشبث شدن به

ملتجی شدن
واسطه قراردادن
متشبث شدن، دستبهدامن شدن
۱. ملتجی شدن
۲. متشبث شدن، دستبهدامن شدن
۳. واسطه قرار دادن