Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متوج

تلفظ بین المللی : /mˈatvadʒ/ تلفظ :‌ [m'atvadZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ابن متوج
  • ابن متوج جمال الدین احمد
  • ابن متوج احمد بن عبدالله بحرانی
  • ابن متوج بحرانی
  • تفسیر کبیر ابن متوج
  • تفسیر کبیر ابن متوج بحرانی
  • متوجه
  • متوجه شدن
  • بخود متوجه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متوج . [ م ُ ت َوْ وِ ] (ع ص ) افسر پوشاننده . (آنندراج ). کسی که تاج مینهد. (ناظم الاطباء).

متوج . [ م َ ] (ع ص ) (از «م ت ج ») دور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چاه دور تکی که به اعانت چرخ آب از آن می کشند. (ناظم الاطباء).

متوج . [ م ُ ت َوْ وَ ] (ع ص ) تاج نهاده شده . (آنندراج )...

فرهنگ عمید

تاج بر سر نهاده، تاجدار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تاج بر سر کسی نهنده تاج ده .

کلمات مرتبط

  • ابن متوج
  • ابن متوج جمال الدین احمد
  • ابن متوج احمد بن عبدالله بحرانی
  • ابن متوج بحرانی
  • تفسیر کبیر ابن متوج
  • تفسیر کبیر ابن متوج بحرانی
  • متوجه
  • متوجه شدن
  • بخود متوجه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات