کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متواقص
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈɑq1es/
تلفظ :
[m,otev'Aq1es]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متواصل
متناقص
متوائص
متواصف
متواصی
متواقح
متواقف
متوقص
متخاصل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متواقص. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) آنکه به اوقص ماند. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که خود را به کوتاه گردن مانندکند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تواقص و اوقص شود.
کلمات مرتبط
متواصل
متناقص
متوائص
متواصف
متواصی
متواقح
متواقف
متوقص
متخاصل
نظرات