Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متهذخره

تلفظ بین المللی : /mˌathazxˈareː/ تلفظ :‌ [m,athazx'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متهدکره
  • متهذکر
  • مهذاره
  • متذکره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متهذخرة. [ م ُ ت َ هََ خ ِ رَ ] (ع ص ) زن خرامنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تهذخر شود.

( متهذخرة ) متهذخرة. [ م ُ ت َ هََ خ ِ رَ ] ( ع ص ) زن خرامنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تهذخر شود.

فرهنگ فارسی

زن خرامنده

کلمات مرتبط

  • متهدکره
  • متهذکر
  • مهذاره
  • متذکره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات