کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مته زدن
تلفظ بین المللی :
/mˈateː zˈadan/
تلفظ :
[m'ate: z'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با مته تونل زدن
قدم زدن متهم
متهادن
مته
مته کلا
مته زنی
مته فرنگی
مته کار
مته کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
drill
(فعل)
تمرین کردن، مته زدن، تعلیم دادن، تمرین دادن، مشق دادن، ممارست کردن
ream
(فعل)
گشاد کردن، مته زدن
کلمات مرتبط
با مته تونل زدن
قدم زدن متهم
متهادن
مته
مته کلا
مته زنی
مته فرنگی
مته کار
مته کردن
نظرات