کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متنفر گردیدن گشتن
تلفظ بین المللی :
/mˌotenˈaffer ɡardˈidan ɡˈaʃtan/
تلفظ :
[m,oten'affeR gaRd'idan g'aStan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
متنفر
متنفر شدن
متنفر ساختن
متنفر کردن
متنفر کننده
متنفر بودن از همدیگر
متنفر بودن
او از من متنفر است
متنافر
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی
( متنفر گردیدن گشتن )
( مصدر ) متنفر شدن : وحشیان صحرا که با جنس انس انس داشتند از ایشان متنفر گشتند .
کلمات مرتبط
متنفر
متنفر شدن
متنفر ساختن
متنفر کردن
متنفر کننده
متنفر بودن از همدیگر
متنفر بودن
او از من متنفر است
متنافر
نظرات