معنی کلمه : متمدن کردن
مترادف و متضاد
شهرنشین کردن
فرهیخته کردن، با فرهنگ کردن
تربیت کردن، مبادی آداب کردن
۱. فرهیخته کردن، با فرهنگ کردن
۲. تربیت کردن، مبادی آداب کردن
۳. شهرنشین کردن
civilize (فعل)
متمدن کردن، متمدن شدن

شهرنشین کردن
فرهیخته کردن، با فرهنگ کردن
تربیت کردن، مبادی آداب کردن
۱. فرهیخته کردن، با فرهنگ کردن
۲. تربیت کردن، مبادی آداب کردن
۳. شهرنشین کردن