کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متلاحظ
تلفظ بین المللی :
/mˌotelˈɑhez/
تلفظ :
[m,otel'Ahez]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متلاحظه
متلاحمه
ملاحظ
ملاحظات
ملاحظات تغذیه ای
ملاحظت
ملاحظه
ملاحظه شدن
ملاحظه کار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متلاحظ. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) بازنگرنده همدیگر را. ( ناظم الاطباء ). || مشابه یکدیگر. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماده بعد و ملاحظه شود.
کلمات مرتبط
متلاحظه
متلاحمه
ملاحظ
ملاحظات
ملاحظات تغذیه ای
ملاحظت
ملاحظه
ملاحظه شدن
ملاحظه کار
نظرات