کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متقدر | کلماتور
معانی کلمه : متقدر
تلفظ بین المللی :
/mˌoteq1ˈadder/
تلفظ :
[m,oteq1'addeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رابطۀ متقارن
رمزنگاری متقارن
گراف نیم متقارن
گروه متقارن
متدرجا
متقارب
متقاربه
متقارع
متقارن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متقدر. [ م ُ ت َ ق َدْ دِ ] ( ع ص ) اندازه کرده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تقدیر شده. ( ناظم الاطباء ). || آماده و حاضر. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تقدر شود.
فرهنگ فارسی
اندازه کرده
کلمات مرتبط
رابطۀ متقارن
رمزنگاری متقارن
گراف نیم متقارن
گروه متقارن
متدرجا
متقارب
متقاربه
متقارع
متقارن
نظرات