کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متقحزن
تلفظ بین المللی :
/mˌoteq1ahhˈezan/
تلفظ :
[m,oteq1ahh'ezan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متحزن
متقحز
رابطۀ متقارن
رمزنگاری متقارن
سامانۀ حمل ونقل متوازن
شبکۀ متوازن
طول میدان متوازن
کشش متوازن
گراف نیم متقارن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متقحزن. [ م ُ ت َق َ زِ ] ( ع ص ) افتنده از بیتابی زد و کوب. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). به پشت افتاده و ساقط شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقحزن شود.
کلمات مرتبط
متحزن
متقحز
رابطۀ متقارن
رمزنگاری متقارن
سامانۀ حمل ونقل متوازن
شبکۀ متوازن
طول میدان متوازن
کشش متوازن
گراف نیم متقارن
نظرات