Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متقالی

تلفظ بین المللی : /mˌoteq1ˈɑli/ تلفظ :‌ [m,oteq1'Ali]
لغت نامه دهخدا
  • الحکمه المتعالیه
  • الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه
  • سکان های متوالی
  • عدد متعالی
  • قرینه ٔ مقالیه
  • متالی
  • متتالی
  • متعالی
  • متقاضی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متقالی. [ م ِ ] ( اِ ) متقال :
ز کتان و متقالی خانه باف
زده کوهه بر کوهه چون کوه قاف.
نظامی.
ترکی یک نوبت یک قد متقالی بایشان داده بود که بشویند. ( مزارات کرمان ص 13 ). از بی خودیهای او یکی آن بود که متقالی و قبایی داشت... متقالی و قبا و آنچه داشت تمامی بسوخت. ( مزارات کرمان ص 196 ). و رجوع به مِتقال شود.

کلمات مرتبط

  • الحکمه المتعالیه
  • الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه
  • سکان های متوالی
  • عدد متعالی
  • قرینه ٔ مقالیه
  • متالی
  • متتالی
  • متعالی
  • متقاضی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات