Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متقارب بحر

تلفظ بین المللی : /mˌoteq1ˈɑreb bˈahr/ تلفظ :‌ [m,oteq1'AReb b'ahR]
دانشنامه آزاد فارسی
  • بحر متقارب
  • متقارب
  • متقارب مثمن محذوف
  • حرف متقارب
  • بلاد متقارب
  • رابطۀ متقارن
  • رمزنگاری متقارن
  • گراف نیم متقارن
  • گروه متقارن
دانشنامه آزاد فارسی

دانشنامه آزاد فارسی

مُتقارِب، بحر(در لغت به معنای نزدیک به هم) اصطلاحی در عروض. از بحرهای عروضی که از تکرارِ رکنِ «فَعولُن» و زحاف های آن پدیدآید. زحاف های این بحرند: قَبْض، قَصْر، ثَلْم، ثَرْم، حَذْف، بَتَر. شاهنامه فردوسی از رایج ترین نمونه های این بحر است: توانا بود هرکه دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود.wikijoo: متقارب،_بحر...

کلمات مرتبط

  • بحر متقارب
  • متقارب
  • متقارب مثمن محذوف
  • حرف متقارب
  • بلاد متقارب
  • رابطۀ متقارن
  • رمزنگاری متقارن
  • گراف نیم متقارن
  • گروه متقارن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات