Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متقادمه

تلفظ بین المللی : /mˌoteq1ˈɑdemˌeː/ تلفظ :‌ [m,oteq1'Adem,e:]
لغت نامه دهخدا
  • متقادم
  • متقدمه
  • مقادمه
  • شیخ اصحابنا فی زمانه و متقدمهم
  • مترادفه
  • متضاده
  • متضادهای مدرج
  • متضادهای نامدرج
  • متقابله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متقادمة. [ م ُ ت َ دِ م َ ] (ع ص ) مؤنث متقادم : ادوار متقادمة. (فرهنگ فارسی معین ). تأنیث متقادم . کهن . کهنه . مزمنه . مقابل حدیثه : وهو [ ای اسارون ] مقو للکبد والمعدة نافع من اوجاعها المتقادمة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به متقادم شود.

( متقادمة ) متقادمة. [ م ُ ت َ دِ م َ ] ( ع ص ) مؤنث متقادم : ادوار متقادمة. ( فرهنگ فارسی معین ). تأنیث ...

کلمات مرتبط

  • متقادم
  • متقدمه
  • مقادمه
  • شیخ اصحابنا فی زمانه و متقدمهم
  • مترادفه
  • متضاده
  • متضادهای مدرج
  • متضادهای نامدرج
  • متقابله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات