Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متفقه

تلفظ بین المللی : /mˌottafˈeq1eː/ تلفظ :‌ [m,ottaf'eq1e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دائره ٔ متفقه
  • متفقهه
  • ستون درآمدهای متفرقه
  • کالای متفرقه
  • متفرقه
  • متفق
  • متفق الرای
  • متفق القول
  • متفق الکلام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

متفقه . [ م ُ ت َ ف َق ْ ق ِه ْ ] (ع ص ) فقیه .(از آنندراج ) (از منتهی الارب ). عالم به علم فقه . فقیه و دانای شرع الهی . (ناظم الاطباء). دانشمند در مسائل شرعی . ج ، مُتَفَقِّهَة و مُتَفَقِّهین : از بی ادبی باشد و از پست مقامی سجع متنبی گفتن پیش متفقه .منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 90)....

فرهنگ عمید

عالِم به علم فقه، فقیه، دانشمند.

فرهنگ معین

(مُ تَ فَ قِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - آن که خود را فقیه معرفی کند. ۲ - فقیه ، دانشمند، ج . متفقهین .

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - آنکه خود را فقیه معرفی کند. ۲ - فقیه دانشمند جمع : متفقهین .
فقیه

مترادف و متضاد

۱. فقیه، فقهدان، عالمفقه
۲. دانشمند، عالم، دانا


کلمات مرتبط

  • دائره ٔ متفقه
  • متفقهه
  • ستون درآمدهای متفرقه
  • کالای متفرقه
  • متفرقه
  • متفق
  • متفق الرای
  • متفق القول
  • متفق الکلام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات