Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متعطف

تلفظ بین المللی : /mˌoteʔˈattef/ تلفظ :‌ [m,ote?'attef]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متعاطف
  • متعرف
  • متعسف
  • متعفن
  • معطف
  • منعطف
  • راسوی متعفن امریکایی
  • متعفن شدن
  • منعطف شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متعطف. [ م ُ ت َ ع َطْ طِ ] ( ع ص ) مهربانی نماینده. ( آنندراج ). مشفق و مهربان و مایل. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کسی که بالاپوش به روی خود می اندازد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعطف شود.

فرهنگ فارسی

مهربانی نماینده

کلمات مرتبط

  • متعاطف
  • متعرف
  • متعسف
  • متعفن
  • معطف
  • منعطف
  • راسوی متعفن امریکایی
  • متعفن شدن
  • منعطف شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات