Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متعشق

تلفظ بین المللی : /mˌoteʔˈaʃʃeq1/ تلفظ :‌ [m,ote?'aSSeq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • متعاقب
  • متعاقبا
  • متعشی
  • متعلق
  • متعلقات
  • متعلقان
  • متعلقه
  • متعلقین
  • متعمق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

متعشق. [ م ُ ت َ ع َش ْ ش ِ ] ( ع ص ) عاشقی نماینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). عاشق. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعشق شود.

فرهنگ عمید

کسی که به دیگری عشق می ورزد، عاشق.

فرهنگ معین

(مُ تَ عَ شِّ ) [ ع . ] (اِ. ) عاشقی نماینده ، عشق ورزنده ، ج . متعشقین .

کلمات مرتبط

  • متعاقب
  • متعاقبا
  • متعشی
  • متعلق
  • متعلقات
  • متعلقان
  • متعلقه
  • متعلقین
  • متعمق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات